اصطفن بن بَسيل‌1

از شاگردان و همكاران برجستهٴ حنين بن اسحاق‌. حنين ترجمهٴ عربي نه اثر جالينوس را به وي‌ نسبت مي‌دهد. اصطفن نخستين مترجم ادويهٴ مفردهٴ ديوسكوريدس به زبان عربي بود، كه حنين‌، و بعدها ابن جلجل (نك نيمهٴ دوم سدهٴ دهم‌) كار او را تصحيح و تكميل كردند. نخستين ترجمهٴ عربي كتاب الادويهٴ اوريباسيوس هم بدو منسوب است‌. (نك نيمهٴ دوم سدهٴ چهارم‌).

موسي بن خالد

تاريخ تولد و وفاتش معلوم نيست‌، ولي در زمرهٴ مترجمان مدرسهٴ حنين ذكر شده‌. قسمتي از ستة عشر جالينوس‌2 را از روي ترجمهٴ سرياني حنين به عربي برگرداند.

آصف يهودي‌3

در سدهٴ نهم يا دهم برآمد (؟) مؤلف گمنام رساله‌اي در طب‌، كه احتمالاً قديم‌ترين اثر در نوع‌ خودش به زبان عبري است‌. از ماه‌هاي ايراني‌، وظايف‌الاعضا، رويان‌شناسي‌، مراحل چهارگانهٴ زندگي انسان‌، آسيب‌شناسي‌، حفظالصحه‌، گياهان طبي‌،تقويم طبي‌، ترياقات‌، پيشاب‌شناسي‌4، كلمات قصار دربارهٴ پزشكي و سوگندنامهٴ بقراط بحث مي‌كند. ممكن است از يك مأخذ سرياني‌ (يا عربي‌؟) ترجمه شده باشد.

طب قبطي‌

در 1892 در مِشَيْخ يك پاپيروس طبي به زبان قبطي توسط او. بوريان‌5 كشف شد. اين‌ پاپيروس احتمالاً از سدهٴ نهم يا دهم است و متن آن هم ممكن نيست چندان قديم‌تر باشد، بلكه‌ مربوط به بعد از فتح مسلمين مي‌شود و تركيب شگفت‌آوري را از تأثيرات مصري‌، عربي و يوناني نشان مي‌دهد، ولي تأثير اين آخري مشهودتر است‌. اين رساله‌اي نظري نيست‌، بلكه‌ مجموعه‌اي است از 257 نسخه كه فاقد هر نوع ترتيب است‌. اهميت آن به خاطر نادر بودن متون‌ طبي قبطي است‌.


Stephanos son of Basilios .1
2 .در اين باره يادداشت مرا راجع به يوحناي نحوي در نيمهٴ اول سدهٴ هفتم ببينيد.
3 .به آصف بن برخيا؛ آصف قطن (كوچك‌)؛ آصف هه - روفه (طبيب‌)؛ آصف حكم (حكيم‌)؛ آصف بن برخيا هه - يرحوني (منجم‌) نيز معروف است‌.
urinology .4
U. Bouriant .5